یک شب کارآگاه شرلوک هلمز با دستیار خود در بیرون شهر چادر زده و خوابیده بودند .نیمه های شب ،هولمز دستیار خود را بیدار کرد و گفت: به ستارگان نگاه کن و بگو با دیدن آنها چه نتیجه ای میگیری او کمی فکر کرد و گفت از نظر ستاره شناسی چون ماه در آسمان نیست پس اواخر ماه است،
از نظر الهیات ،قدرت خداوند مشاهده میشود. از نظر هواشناسی ، هوا آرام است و فردا آفتابی خواهد بود. از نظر…
هلمزحرف او را قطع کرد و گفت: نتیجه میگیریم که یکی چادر ما را دزدیده است!
دیدگاهتان را بنویسید